More results...

Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors

The Reward Of Silence

The Reward Of Silence

The Reward Of Silence

Padashe Sokoot / پاداش سکوت

Your rating: 0
7 1 vote

Synopsis

An injured war veteran named Akbar working in a bus station sees his fellow soldier killed on TV and investigates the death.After years of being confined in a hospice, Akbar Manafi, a veteran of the Iran-Iraq war now sells bus tickets to make ends meet. One day he sees a picture of his veteran friend, Yahya, and recalls the memories of war. Another friend of him from the war, Akbar, blames himself as the reason of Yahya’s death. But Yahya’s father, a flag maker, is quite sure that that’s not  true, and in order to prove him wrong he takes Akbar and they visit two other veterans, Mohammad and Farhad. They both assure him that Yahya was martyred fighting the enemy. But Akbar still blames himself. Later on, Akbar finds the ex-commander of their mission, a chemically poisoned veteran named Ahmad Iravani, who unveils the truth. He tells them that during the mission in the southern canebrakes, Yahya got wounded by the enemy and they decided to continue without him and they asked Akbar to watch him. But Yahya insisted that Akbar should leave him there and help the other soldiers with the mission. So now after twenty years, Akbar believes that had he stayed with Yahya, he wouldn’t have died.


«اکبر منافی» از یک گروه یازده نفری رزمنده دوران جنگ، پس از مدت ها که در آسایشگاه بستری بوده، اینک بلیت فروش شرکت واحد است و زندگی محقرانه و ساده ای دارد. یک روز او بر اثر اتقاق تصویر «یحیی» را می بیند و خاطرات گذشته ی جنگ بر او غالب می گردد و در این حال «اکبر» مدعی می شود که او قاتل همرزم خود بوده است. پدر یحیی که دوزنده ی پرچم های مذهبی است، برای منصرف کردن «اکبر» از این ادعا، به همراه او به دیدار دیگر همرزمان گروه می روند، محمد (تراشکار)، فرهاد (که سرمایه ای بهم زده، امّا همچنان به سنت گذشته اش برای انجام مراسم سوگواری متعهد است و اینک مشغول جمع آوری نذورات برای کربلا است) را می یابند، هر دو آنها گواهی می دهند که «یحیی» در جریان رزم شهید شده است، معهذا اکبر از ادعای خود نمی گذرد تا جایی که پدر یحیی نیز دچار تردید. می شود. اکبر، سرانجام سردسته ی گروه، احمد ایروانی، را ردگیری می کند که شیمیایی شده و در بیمارستان بستری است و او به خاطر می آورد… در جریان عملیات در نیزارهای جنوب، یحیی مجروح می شود، اما برای اینکه دشمن متوجه حضور آنها نشود، از او می خواهند که ساکت بماند و زیر آب برود و «اکبر» نیز مأمور مراقبت از او می شود، امّا «یحیی» به اسرار، «اکبر» را از خود دور می کند، تا مأموریت به خطر نیفتد و حالا پس از بیست سال «اکبر» باورش اینست چنانچه کنار «یحیی» می ماند، می توانست او را نجات دهد

Original title پاداش سکوت

Similar titles

Bomb Yek Asheghane
Immigrant
The Golden Cross
Zamani Baraye Mastie Asbha
Deltangihaye Asheghaneh
Ashghal Haye Doost Dashtani
Farare Bozorg
Seven S
Ensan Va Aslahe
Technical Fault
Jayi Baraye Zendegi
Dasteye Dokhtaran

Leave a comment

Name *
Add a display name
Email *
Your email address will not be published