Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content

Tarzan & Tarzan

Tarzan & Tarzan

Tarzan & Tarzan

Tarzan Va Tarzan / تارزن و تارزان

Your rating: 0
10 1 vote

Synopsis

سهند آذرنیا پیرمردی که کارخانه ساخت اسباب بازی دارد. او بسیار علاقمند به ساخت عروسک هایی است که ریشه در قصه های ایرانی دارند، اما مدیر فروش کارخانه که پسر خواهر زن پیرمرد (سلم قلی) است سخت علاقمند تولید اسباب بازیهای غربی است وسهند آذرنیا پیرمردی که کارخانه ساخت اسباب بازی دارد. او بسیار علاقمند به ساخت عروسک هایست که ریشه در قصه های ایرانی دارند، اما مدیر فروش کارخانه که پسر خواهر زن پیرمرد (سلم قلی) است سخت علاقمند تولید اسباب بازیهای غربی است و…


Ali Moshrefi, a writer, leaves his house and drives aimlessly after quarrelling with his wife, Mehrangiz. Ali meets a woman called Maryam Shokohi by chance and protects her from a group of men who try to assault her by offering her a ride to her apartment. After her invitation, he enters her apartment. However, a man named Majid Shahla, who owns a boutique show and claims to be Maryam’s procurer shows up. Maryam hides Ali from Majid and escapes at a right time. When he returns to his home, Ali finds his wife’s dead body.


علی مشرقی نویسنده، بعد از درگیری لفظی با همسرش مهرانگیز، از خانه خارج و با اتومبیلش بی هدف در خیابان ها می راند و به طور اتفاقی با زنی به نام مریم شکوهی مواجه می شود که چند مرد دیگر قصد تعرض به او را دارند و علی برای حمایت از او، سوارش میکند و بعد به دعوت مریم به آپارتمانش میرود.اما با ورود مردی معروف به مجید شهلا که صاحب یک بوتیک است و خود را مالک مریم میداند علی توسط مریم پنهان می شود و بعد در یک فرصت از خانه مریم خارج شده و وقتی به خانه خود می رسد با جسد همسرش روبه رو می شود. همه شواهد دال بر قتل مهرانگیز توسط اوست. امّا علی به قاضی میگوید که در شب حادثه در خانه زنی بوده است که میتواند این امر را گواهی دهد. قاضی به او مهلت می دهد تا زن مورد نظر را به عنوان شاهد به دادگاه بیاورد. وقتی علی برای گفتن ماجرای قتل همسرش و لزوم حضور مریم در دادگاه به آپارتمان او می رود با مجید روبرو می شود. مریم آشنایی با علی را انکار می کند، اما در ملاقات بعدی، اعلام میکند چون شناسنامه اش نزد مجید است، او نمی تواند برای کمک علی در دادگاه حاضر شود.علی که سخت مستأصل شده، در عین حال مترصد شناخت بیشتری از مریم است، رفته رفته واقعیت های زندگی او را کشف می کند.مریم فرزندی به نام بهار از مجید دارد که دوست صمیمی اش، از او نگهداری میکند. علی برای جست و جوی راهی برای مشکلش به دیدار مادر مریم میرود، اما مریم هم سر میرسد و چون نمی خواهد با علی روبرو شود، به سرعت خانه مادرش را ترک می کند، امّا علی به تعقیب او می پردازد، مریم تصادف می کند، علی او را به بیمارستان می رساند. در بیمارستان دوستش سیما به او تلفن میکند میگوید خودکشی کرده و نیاز به کمک او دارد. در حالی که این ترفند مجید است تا او را به خانه بکشاند. مریم و علی سراسیمه به سراغ سیما می روند و در آنجا با مجید روبرو می شوند. لحاتی بعد مریم زیر مشت و لگدهای مجید قرار میگیرد و جان میسپارد…

پس از حادثه مرگ مریم، قاتل همسر علی نیز که سارق جواهرات بوده، شناسایی و دستگیر می شود. حالا علی بهارمریم را با یاد او در کنار خود دارد

Original title تارزن و تارزان

Similar titles

A Bard
Delbaran
Khaneye Doust Kojast?
Goushvareh
Nakhasteh
Shallow Yellow Sky
Moghalede Sheytan
Jafar Jeni And His Beloved
Loving
Dabirestan
Tumult
Do Rooye Sekke

Leave a comment

Name *
Add a display name
Email *
Your email address will not be published