More results...

Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors

Stone Blooms

Stone Blooms

Stone Blooms

Shokoofehaye Sangi / شکوفه های سنگی

Your rating: 0
5 1 vote

Synopsis

Set in a war-ravished and mountainous Kurdish village, this film focuses on the young artist Mirza, who is inspired by the stories of his young students. He feels strong empathy for Jivan, an orphaned and sensitive boy, and takes him under his wing. Mirza becomes fiercely protective of the boy, and will stop at nothing to keep Jivan from people intent on hastening his childhood. A powerful and heartening film.

Avan is the school teacher in a small border town in Kurdistan. Besides teaching, he also pays attention to students’ problems and his life is tangled with theirs. Once, he notices Jivar’s absence.  Avan finds out that Jivar had to go to  the city to work because of their financial situation. He has to work for two years and send half of his income daily to a chicken salesman named Namdar, to pay their debt. Jivar doesn’t like his job of butchering chickens. Avan goes to the city after Jivar, but talking to Namdar ends up in conflict and violence. On the other hand, Avan paints in his free time. His beautiful paintings represent three seasons of the year in a poetic atmosphere in Kurdistan. Besides their beautiful sketches, they are filled with lively colors that come from wild flowers in the mountains near the village Avan lives in. Avan sells his paintings to the owner of a carpet weaving shop and brings Jivar back to life and school. Then, to solve other problems of the town and school, he deals with the shop owner to provide him with carpet designs. His designs are filled with natural and pleasant colors and become popular quickly. During this cooperation, Avan meets Bahareh, a carpet weaver and falls in love with her. His love for her is so deep that even when she steps on a mine and loses one of her legs, he still asks her to become his partner in life, forever.


آوان آموزگار دبستان یک شهر کوچک مرزی در کردستان است، او ضمن تدریس، مسائل و مشکلات دانش آموزانش را نیز زیر نظر دارد. او که زندگی اش با زندگی بچه ها گره خورده، یک بار متوجه غیبت ژیوار می شود و پرس و جوهای او معلوم میکند که ژیواربرای گذران زندگی خانواده و تعهد مالی که مادرش ،گل خاتون، با پرداخت سفته به یک مرغ فروش به نام نامدار دارد، باید دو سال برای او در شهر کار کند و نیمی از دستمزدش را در هر روز به او بپردازد.حرفه ى ژيوار سلاخی مرغها، خلاف میلش است. آوان که در پی ژیوار به شهر رفته، در مذاکره با نامدار کارش به درگیری و خشونت منتج می شود.از سوی دیگر، آوان، ساعات فراغتش را به نقاشی می گذراند، تابلوهای بسیار زیبایش، مرور رنگهای سه فصل از سال در فضایی شاعرانه در کردستان است، که علاوه بر طراحی های زیبا، رنگهای سرزنده و شادابی نیز دارند که نتیجه و عصاره گلهای واقعی و وحشی کوهستانی اطراف آبادی است که آوان در آن زندگی میکند.آوان تابلوهایش را به یک مالک کارگاه قالیبافی میفروشد و ژیواره را به زندگی و دبستان بازمیگرداند و سپس برای حل مشکلات دیگر شهر و دبستان، برای تهیه طرح های نقشه فرش، با مالک کارگاه توافق میکند.طرح های آوان علاوه بر نقش های بسیار زیبایش، رنگهای بسیار طبیعی و چشم نوازی نیز دارند و به سرعت مورد توجه قرار میگیرند.او در جریان این همکاری با بهاره بافنده فرش آشنا و رفته رفته علاقه مند او میشود. میزان عشق آوان، به بهاره چنان است که وقتی پای او روی مین میرود و قطع می شود، اما ذره ای از علاقه آوان نسبت به او کم نمی شود و از بهاره میخواهد تا برای همه عمر شریک زندگی اش باشد.

Original title شکوفه های سنگی

Similar titles

Zalava
Flagrant
Mani and Neda
Acid
Ali Baba And The Forty Thieves Of Baghdad
Born Loser
Abji
Envy
Dowry’S Suger Bowl
Sayeh Roshan
Gole Sorkh
Cry

Leave a comment

Name *
Add a display name
Email *
Your email address will not be published