More results...

Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors

Dasthaye Aloodeh

Dasthaye Aloodeh

Dasthaye Aloodeh

Corrupted Hands / دست‌های آلوده

Your rating: 0
5 2 votes


Diba and Siamak along with a young couple Nader and Roya decide to steal from a wedding ceremony. They steal jewellery and escape but the police are after them.

Diba is a wedding organizer and Siamak is a cameraman for weddings. Although they are not a couple in love, they work together. Diba and Siamak have created a gang with Roya and Nader who have gotten married in spite of their parents’ disagreement. Their gang seemingly holds weddings, but in reality they use the weddings as opportunities to steal the guests’ jewels while threatening them with fake guns. Once after their robbery, Siamak leaves the jewels with Nasrin, the girl who wants to marry her, because he doesn’t want Naser The Criminal to be able to access them while he is paying a visit. When Naser comes around and cannot get the jewels, he tells Nasrin’s father about Siamak’s work. Meanwhile, the other members of the robbery gang are asking Naser for their share. So Nasrin tells them to meet her in front of the company she works at, to receive the jewels. But Naser who has been following the gang, shows up and gets in a fight with Nader while trying to steal their jewels, and kills him. After this, the police finally captures Naser, Diba, and Siamak. Siamak has Nasrin to promise that she’ll wait for Naser while he is serving his time in prison.

دیبا برپا کننده سفره عقد و تزئین مجالس و سیامک ، فیلمبردار مجالس جشنهای عروسی، با وجودی که برای زندگی مشترک به هم نمیرسند، اما کماکان همکاری با یکدیگر را ادامه میدهند.دیبا و سیامک، به همراه رویا ونادر که به جهات مخالفت والدینشان برای زندگی با هم، بدون رضایت و دور از آنها، باهم ازدواج کرده اند، گروهی را شکل داده اند، که ظاهراً کارشان برگزاری مجالس جشن و عروسی است امّا به واقع با استفاده از اسلحه های قلابی که در اختیار دارند، هر بار در یک فرصت مناسب، طلا و جواهرات میهمانان را به سرقت می برند یک بار پس از سرقت، سیامک کیف محتوی جواهرات ربوده شده را نزد نسرین، دختری که قصد ازدواج با او را دارد، امانت میگذارد چون نمی خواهد در مراجعات ناصر خلاف که در جریان سرقت های آنها قرار دارد، اموال مسروقه در دسترسشان باشد.ناصر خلاف وقتی از تهدیدهایش نتیجه ای نمیگیرد، موضوع حرفهای سیامک را به پدر نسرین اطلاع می دهد. در این حال شرکای سیامک به طور مرتب سهم خود را از سرقت طلب می کنند، نسرین حاضر می شود تا کیف حامل جواهرات را در برابر شرکتی که کار می کند به همکاران سیامک بدهد. اما ناصرخلاف که در تعقیب آنهاست سر می رسد و به هنگام ربودن کیف با نادر درگیر شده و او را به قتل می رساند. پس از آن تعقیب و درگیری ها ادامه مییابد و سرانجام پلیس ناصر، دیبا و سیامک را گرفتار می کند در حالی که سیامک پیش از تسلیم شدن به پلیس از نسرین قول میگیرد که تا پایان دوران محکومیتش منتظر او بماند.

Original title دست‌های آلوده

Similar titles

Nimeye Tarike Mah
Zire Gonbade Kabood
Mantagheye Bohrani
Khejalat Nakesh
Boradehaye Khorshid
The Experience
The Sealed Soil
The Bare Foots
A Hen With Golden Eggs
Night Of Declaration

Leave a comment

Name *
Add a display name
Email *
Your email address will not be published