Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages

Eshghe bedoone marz


A Love Without Frontier

Eshghe bedoone marz

A Love Without Frontier / عشق بدون مرز

1998
Your rating: 0
5 9 votes
what's going on?

Synopsis

Dr. Bijan Saber, chief of a hospital in Tehran, can’t stand being away from his teenage son, Bobby (Babak) and his American wife, Susan. When Iraq starts bombing Tehran, he agrees to send them to US for their own safety, because he is busy in the hospital all the time… Susan was a reporter for the Los Angeles Times newspaper and upon coming back to America, takes on her previous job. She writes articles and does research on street gangs, unaware of the fact that her own son is connected to one of these gangs… During one of her investigations, Susan takes a photo of Carlos, a criminal gangster, committing a murder. He takes Bobby as a hostage and asks Susan to hand him the negatives… Susan informs Bijan of what has happened when calling Tehran. Bijan goes back to LA immediately. When he finds a track of Carlos, he attacks them without telling the cops, and saves Bobby from a burning stable… After this incident, Susan decides to never leave her husband again and live wherever he is.


دکتر بیژن صابر، رئیس بیمارستانی در تهران، وقتی بمباران عراقی ها بر فراز تهران آغاز می شود، با این که تاب دوری از پسر نوجوانش بابی (بابک) و همسر آمریکایی اش سوزان را ندارد، اما برای خاطر سلامت آنها و رفع نگرانی خودش که این روزها مرتب در بیمارستان مشغول مداواست، رضایت می دهد تا آنها به آمریکا سفر کنند…… سوزان خبرنگار روزنامه لوس آنجلس تایمز، در بازگشت به آمریکا، مجدداً کار سابق خود را از سر میگیرد و ضمن تحقیق مقاله هایی درباره دار و دسته های تبهکار خیابانی به نشر می بسپارد، غافل از این که پسر نوجوانش خود بایکی از این دسته ها، ارتباط برقرار کرده است… سوزان، در جریان تهیه گزارش هایش، از قتلی توسط یکی از افراد تبهکار به نام کارلوس، عکس میگیرد. قاتل، بابی را گروگان گرفته و برای رهایی او از سوزان میخواهد تا نگاتیو عکس ها را به او بدهد… سوزان، در ارتباط های مرتبطش با تهران و بیژن، ماجرای پیش آمده را به او اطلاع می دهد. بیژن بی درنگ به لوس آنجلس سفر کرده و به همراه سوزان، به پیگیری واقعه می پردازد و وقتی رد کارلوس را مییابد بی آن که پلیس را در جریان امر قرار دهد، به کارلوس و افرادش حمله میکند و بابی را از میان آتش در اصطبل بیرون می آورد… پس از این واقعه، سوزان تصمیم میگیرد که دیگر هرگز از شوهرش بیژن جدا نشود و هرکجا که او باشد زندگی کند.

Original title عشق بدون مرز

Similar titles

Join out Telegram channel

Leave a comment

Name *
Add a display name
Email *
Your email address will not be published

کانال جدید فارسی لند

با عضویت در کانال تلگرام از انتشار فیلم و سریال های جدید مطلع شوید

عضویت در کانال
بستن